تبلیغات
خــداونــد، نزدیکتر از...
به نام آن که هستی، نام از او یافت

      ۩ اَللــهُمَ صَــلِ عَلـی مُــحَمَّد و آلِ مُــحَمَّد ۩




طبقه بندی: احادیث درباره صلوات، 
نگارش در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط Hassan . | نظرات ()
الهـی
جرم من زیر حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

نگارش در تاریخ سه شنبه 19 دی 1396 توسط Hassan . | نظرات ()


شخصیت زن در گرو نگاه انسانی داشتن به اوست. نگاهی فارغ از جنس او، از منظر اسلام زن تا بدانجا می تواند از اعتلای شخصیت و منزلت برخوردار شود که وجودش جایگاه کلمه الله شود: «یا مَریَمُ اِنَّ اللهَ یُبَشَّرُکَ بِکَّلِمَهِ مِنَّه اسَّمُهُ المَسیحُ عِیسیَ ابنُ مَریَمَ وَجیهاً فی الدُّنیا والاخِرَهِ وَ مِنَ المُقَرَّبینَ؛ ای مریم همانا خدایت تو را بشارت می دهد به کلمه ای از سوی خودش که نام او مسیح عیسی بن مریم است و او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه خداست.» (آل عمران، آیه 45)

همچنین زن از دیدگاه خداوند می تواند به مقام مصطفایی و برگزیدگی نایل آید: «اِذ قالَتِ المَلائِکَهُ یا مَریَمُ اِنَّ الله اصطفاکِ وَطَهَّرَکِ وَ اصطفاکِ عَلی نِساءِالعالَمینَ؛ و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم همانا خداوند تو را برگزیده است و پاک گردانیده ات و تو را بر همه زنان عالم برتری بخشیده است.» (آل عمران، آیه 42)

لیكن این منزلت و مرتبت به دلیل خودسازی  و عبادت بوده است زیرا خداوند در میان تو صیفاتی كه از این زن برگزیده عالم فرموده است او را به بندگی و نیایش و ارتباط با خدای خویش مأمور و توصیه می فرماید: «یا مَریَمُ اقنُتی لِرَبِّكِ وَ اسجُدی وَاركَعی مَعَ الرّاكِعینَ». (آل عمران، آیه 43)

نقل داستان حضرت مریم در قرآن كریم و مكالماتی كه میان او و فرشته وحی رد و بدل شده است از یك جنبه با این هدف صورت گرفته است كه این حقیقت ناب برجسته سازی شود كه زن هم می تواند به مقام های عالیه نایل آید و عدم نبوت او به دلیل مسئولیت های اجتماعی و ضرورت هایی است كه در مقام امام می باید به جنگ و نبرد برود و در متن جامعه نوعی از حضور داشته باشد كه با شرایط جسمی و روحی این لطیفه خلقت ناسازگار است. در عین حال هموست كه باید در دامان خویش پیامبرانی همچون حضرت عیسی (ع) و موسی (ع) و محمّد (ص) و امامانی همچون امیرالمؤمنین (ع) پرورش دهد.

در كنار این نگرش ارزش گذار به زن، احكامی برای او مقرر شده است كه تشریع این احكام در واقع با آن منزلت همراه و ملازم بوده است. در میان احكام ارزش گذار برای زن حكم حجاب از چند جهت قابل توجه است:

1-    حجاب دژ استواری است كه گوهر وجود زن را از تهدید ها مصون و محفوظ می دارد.

2-    حجاب راه تعدی و بی احترامی به زن را بر می بندد.

3-    حجاب فی نفسه اقدامی خودسازانه و تربیت نفس برای خود زن است كه به دلیل خصوصیات روحی و جسمی اش تمایل به مورد توجه و تعریف واقع شدن دارد.

4-    حجاب نماد عفت و پاكدامنی زن است و اعلام مواضع صریح اوست در قبال اندیشه های ناروای شیطانی مدان نسبت به او.


منبع: نگهبان




طبقه بندی: دریچه، 
برچسب ها: حجاب، عفت، پاكدامنی،
نگارش در تاریخ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 توسط Hassan . | نظرات ()

بخش اول: دعا مغز عبادت

دعا

دعا یکی از بهترین عبادت و موجب استکمال نفس و قرب به خداست. به همین جهت خداوند سبحان بندگان را به دعا کردن دعوت فرموده است.

در قرآن کریم می فرماید: مرا بخوانید که شما را اجابت خواهیم کرد، آنان که از پرستش من سرباز می زنند، به زودی در حالی که خوار باشند وارد دوزخ خواهند شد.

فرمود: خدا را به تضرّع و زاری و در پنهانیبخوانید ( و بر خلق ستم روا ندارید) که خداوند ستمکاران را دوست ندارد.

و فرمود: هنگامی که بندگانم از من سؤال کنند (بگو) من به آنها نزدیک هستم و اگر مرا بخوانند دعوتشان را اجابت می کنم.

رسول خدا (ص) فرمود: «دعا، مغز و روح عبادت است.»

امام صادق (ع) فرمود: هیچ گاه دعا را ترک نکنید؛ زیرا شما عملی را پیدا نمی کنید که مانند دعا موجب تقرّب باشد، حتی امور کوچک را نیز از خدا بخواهید و به عذر کوچک بودن دعا را ترک نکنید؛ زیرا صاحب امور آب بی ضرر است.)

حضرت سوار بر مرتکب شد و به منزل خود بازگشت.

 

تعلیم دعا به علی (ع)

امام علی (ع) در حضور پیامبر فرمود: «الهی! مرا به کسی از خلق محتاج مکن.»

پیامبر خدا (ص) فرمود: «یا علی! این طور مگو؛ زیرا کسی نیست که به مردم نیازمند نباشد.»

عرض کرد: «یا رسول الله! پس چه بگویم؟»

فرمود: «بگو بار خدایا! مرا به اشرار خلقت محتاج مکن.»

گفتم: «یا رسول الله! اشرار خلق چه کسانی هستند؟»

فرمود: «کسانی که اگر چیزی به کسی ببخشند، منّت گذارند و اگر چیزی ندهند، عیب جویی کنند.»

 

آداب دعا

امیرالمؤمنین علی (ع) به نوف بکالی فرمود:

«ای نوف! خداوند به حضرت مسیح (ع) وحی کرد که به بنی اسرائیل بگو به خانه ای از خانه های من وارد نشوید؛ مگر با چشمان باز و دلهای شکسته و به آنان بگو من دعای کسی از آنان را مستجاب نمی کنم در حالی که فردی از مردم پیش از دعا بر او حقی داشته باشد.»

 

دعای علی (ع) برای دوست

«عمرو بن حَمِق» از اصحاب پیامبر (ص) و از یاران شجاع و مخلص علی (ع) بود که سرانجام توسّط دژخیمان معاویه دستگیر شد و در زندان موصل زندانی گردید، سرش را بریدند و نزد معاویه هدیه بردند.

او هنگام جوانی برای پیامبر (ص) آب برد، پیامبر (ص) آن را آشامید و سپس این دعا را در حق او کرد: « اَللّهُمَّ اَمتِعهُ بِشَبابِهِ؛ خدایا! او را از جوانی بهره مند کن.»

این دعا آن چنان در حق او به استجاب رسید که هشتاد سال از عمرش گذشت، در عین حال موی سفید در سر و صورت او دیده نشد.

او روزی به حضور امام علی (ع) آمد، امام دید چهره او زرد شده، پرسید: «این زردی برای چیست؟»

او عرض کرد: بر اثر بیماری است که به آن مبتلا شده ام.

امام علی (ع) به او فرمود: «ما از خوشحالی شما خوشحالیم، هنگام اندوه شما، غمگین هستیم و برای بیماری شما بیمار می شویم و برای شما دعا می کنیم.»

 

دعا برای ادای دین

شخص منافقی از مؤمنی مالی طلب داشت. امیرالمؤمنین علی (ع) برای آن مومن دعایی کرد تا او بتواند قرض خود را ادا کند، سپس به او امر کرد سنگ یا کلوخی را از روی زمین بردارد، آن شخص سنگ را برداشت و دید سنگ در دست حضرت تبدیل به طلا شده است، علی (ع) طلا را به آن مرد داد، آن مرد دین خویش را ادا مرد و صد هزار درهم نیز برایش باقی ماند.

 

درخواست دعا

علی (ع) در خبری طولانی فرمود: «اینک چیزی خواهم گفت که تا امروز به کسی نگفته ام، یک بار از رسول خدا (ص) خواستم که برایم دعا کند و آمرزش بخواهد، فرمود: «خواهم خواند.» آنگاه برخواست و نماز خواند چون دست به دعا برداشت گوش فرا دادم شنیدم که می گفت: «خداوندا! به حق علی در نزد خودت علی را بیامرز!»

گفتم: «ای رسول خدا! این چه دعایی است.»

فرمود: «مگر نزد خداوند کسی گرامی تر از تو هست که او را شفیع درگاه خدا سازم.»

 

زنده شدن پرندگاه با دعای علی (ع)

سلمان به امر علی (ع) طاووس، باز و کلاغی را سر برید. پرهای شان را کند آن ها را قطعه قطعه کرد و گوشت های آنها را مخلوط کرد، سپس آنها به دعای جناب، زنده شدند و پرواز کردند.

 

دعای باران

مردم از کمی باران به حضرت علی (ع) شکایت کردند، حضرت (از خدا) طلب باران کرد، فوراً باران نازل شد، به طوری که از زیادی آن به او شکایت کردند و باز دعا کرد تا از میزان باران کم شد.

 

لطف علی (ع)

اواخر شب بود، علی (ع) همراه فرزندش حسن (ع) کنار کعبه برای مناجات و عبادت آمدند، ناگاه علی (ع) صدای جانگدازی شنید، دریافت که شخص دردمندی با سوز و گداز در کنار کعبه دعا میکند و با گریه و زاری، خواسته اش را از خدا می طلبد.

علی (ع) به حسن (ع) فرمود: «نزد این مناجات کننده برو و ببین کیست؟ او را نزد من بیاور.»

امام حسن (ع) نزد او رفت، دید جوانی بسیار غمگین با آهی پرسوز و جانگاه مشغول مناجات است، فرمود: «ای جوان! امیرالمؤمنین علی (ع) تو را میخواهد ببیند، دعوتش را اجابت کن.»

جوان لنگ لنگان با اشتیاق وافر به حضور علی (ع) آمد، علی (ع) فرمود: «چه حاجتی داری؟»

جوان گفت: حقیقت این است که من به پدرم آزار رساندم، او مرا نفرین کرد و اکنون نصف بدنم فلج شده است.

امام علی (ع) فرمود: «چه آزاری به پدرت رسانده ای؟»

جوان عرض کرد: من جوانی عیّاش و گنهکار بودم، پدرم مرا از گناه نهی میکرد، من به حرف او گوش نمیدادم؛ بلکه بیشتر گناه میکردم، تا این که روزی مرا در حال گناه دید باز مرا نهی کرد، سرانجام من ناراحت شدم چوبی برداشتم طوری به او زدم که بر زمین افتاد و با دلی شکسته برخاست و گفت: «اکنون کنار کعبه میروم و تو را نفرین میکنم.» کنار کعبه رفت و نفرین کرد.

نفرین او باعث شد، نصف بدنم فلج گردد، در این هنگام آن قسمت از بدنش را به امام نشان داد – بسیار پشیمان شدم، نزد پدرم آمدم و با خواهش و زاری از او معذرت خواهی کردم و گفتم: مرا ببخش و برایم دعا کن.

پدرم مرا بخشید و حتی حاضر شد که با هم به کنار کعبه بیاییم و در همان نقطه ای که نفرین کرده بود، دعا کند تا سلامتی خود را بازیابم.

با هم به طرف مکه رهسپار شدیم، پدرم سوار بر شتر بود، در بیابان ناگاه مرغی از پشت سر، سنگی پراند، شتر رم کرد و پدرم را از بالای شتر به زمین افتاد، بر بالینش رفتم، دیدم از دنیا رفته است، همان جا او را دفن کردم و اکنون خودم با حالی جگر سوز به این جا برای دعا آمده ام.

امام علی (ع) فرمود: «از این که پدرت با تو به طرف کعبه برای دعا در حق تو آمده، معلوم می شود که پدرت از تو راضی است، اکنون من در حق تو دعا میکنم.»

امام بزرگوار، در حق او دعا کرد، سپس دست های مبارکش را به بدن آن جوان مالید، همان دم جوان سلامتی خود را بازیافت.

سپس امام علی (ع) نزد پسرانش آمد و به آنها فرمود: «عَلَیکُم بِبِرِّ الوالِدَین؛ بر شما باد به نیکی به پدر و مادر!»

 

علی با نام خود دعا می کند!

امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در سفری با یکی از یهودیان خیبر، همسفر گردید، آنها با هم حرکت کردند تا به رودخانه ای که عرض طولانی داشت و آب در آن بود رسیدند، در آن جا پل یا وسیله دیگری نبود که به آن طرف رودخانه بروند، با توجه به این که یهودی، علی (ع) را نمی شناخت. یهودی آهسته دعایی را خواند و بر روی آب به راه افتاد، بی آنکه غرق شود، خود را به آن سوی رودخانه رساند.

سپس رو به علی (ع) کرد و گفت: «اگر آنچه را که من می دانم تو نیز می دانستی (آن را می گفتی) همانند من از روی آب به این طرف می آمدی، بی آنکه غرق شوی.

علی (ع) فرمود: « ای یهودی! همان جا توقف کن تا من نیز بیایم.»

حضرت علی (ع) متوجه خدا شد و به اذن پروردگار از روی آب قدم برداشت و خود را به آن سوی رودخانه رساند.

یهودی تعجب کرد و به دست و پای علی (ع) (آن حضرت را نمی شناخت) افتاد و عرض کرد: ای جوان! چه گفتی که آب در زیر پای تو مانند سنگ سخت شد و از روی آن به این طرف آمدی؟

امام علی (ع) به او فرمود: «تو چه گفتی که بر آب قدم نهادی و رد شدی؟»

یهودی گفت: من خدا را به وصیّ اعظم محمّد (ص) خواندم، خداوند به من لطف کرد و از روی آب گذشتم.»

حضرت علی (ع) فرمود: «آن وصّی محمّد (ص) من هستم.»

یهودی گفت: به راستی که حق می گویی، آنگاه قبول اسلام کرد و در حضرت علی (ع) به افتخار اسلام نایل آمد.

 

دعا برترین چیز

«براء بن عازب» به امام علی (ع) عرض کرد: «ای امیرالمؤمنان! تو را به خدا و رسولش می خوانم که برترین چیزی که پیامبر (ص) ویژه تو کرده، و جبرئیل مخصوص او ساخته و خداوند جبرئیل را به آن فرستاده در اختیارم بگذار.»

امام علی (ع) فرمود: «هنگامی که می خواهی خدا را به اسمای اعظمش بخوانی از آغاز سوره حدید تا شش آیه تا عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ را بخوان. و سپس چهار آیه سوره حشر را بخوان، آنگاه دستت را به سوی آسمان بلند کن و بگو:

«یا مَن هُوَ هکَذا اَسئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الاَسماءُ اَن تُصِلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ اَن تَفعَلَ بی کَذا وَ کَذا مِمّا تُریدُ؛ ای خدایی که دارای این صفات و اسماء (آمده در شش آیه آغاز سوره حدید و چهار آیه آخر سوره حشر) هستی! به حق این اسماء، از تو می خواهم که درود بر محمّد (ص) بفرستی و این نیازهایم را (...) برآوری.»

سوگند به خدایی که معبودی جز او نیست، به حاجتت خواهی رسید، «اِن شاءَالله.»

 

رابطه دعای علی و پیامبر

«عبدالله بن مسعود» گوید: روزی بر رسول خدا (ص) وارد شدم، گفتم: سلام بر تو ای رسول خدا! حق را به من بنما تا بدان بنگرم.

فرمود: «عبدالله! به پستوی خانه برو.»

به پستو رفتم و علی بن ابی طالب (ع) را دیدم که مشغول نماز بود و در سجده و رکوع می گفت: «خداوند! به حق بنده ات محمّد، خطاکاران شیعیان مرا بیامرز.»

از آنجا بیرون آمدم و بر رسول خدا (ص) گذر نمودم دیدم نماز می خواند و می گوید: «خداوندا! به حق بنده ات علی خطاکاران امّت مرا بیامرز.»

در این جا ترسی عظیم مرا فراگرفت، پیامبر (ص) نماز خود را کوتاه کرد و فرمود: «ای پسر مسعود! آیا پس از ایمان می خواهی کافر شوی؟»

گفتم: هرگز ای رسول خدا! ولی علی را دیدم که خدا را به تو می خواند و درخواست می کند و تو را دیدم که خدا را به علی می خوانی و درخواست می کنی و نمیدانم که کدام یک نزد خداوند از دیگری برترید!

فرمود: «ای پسر مسعود! بنشین.»

در خدمت حضرتش نشستم، فرمود: «بدان که خداوند، من و علی را از نور قدرت خویش آفرید دو هزار سال پیش از آنکه خلق را بیافریند. آنگاه که نه مسیحی بود و نه تقدسی، سپس نور مرا شکافت و آسمان ها و زمین ها را از آن آفرید و من به خدا سوگند،از آسمان ها و زمین بزرگ ترم؛ و نور علی بن ابی طالب را شکافت و عرش و کرسی را از آن آفرید و علی بن ابی طالب به خدا سوگند، از عرش و کرسی برتر است؛ و نور حسن را شکافت و لوح و قلم را از آن آفرید و حسن، به خدا سوگند، از لوح و قلم برتر است؛ و نور حسین را شکافت و بهشت ها و زنان بهشتی را از آن آفرید و حسین، به خدا سوگند، برتر از حورالعین است.

آنگاه مشارق و مغارب تاریک بود، فرشتگان به خداوند شکایت کردند و خواستند که آن تاریکی را از آنان بردارد، خداوند کلمه ای گفت و از آن روحی را آفرید، سپس کلمه ای دیگر گفت و از آن کلمه نوری را آفرید، آنگاه آن نور را به آن روح پیوند داد و در جایگاه عرش نهاد و از نور آن مشارق و مغارب روشن گشت و او فاطمه زهراست و از همین روز زهراء نامیده شد؛ زیرا از نورش آسمان ها روشن شد.

ای پسر مسعود! چون روز قیامت شود، خدای بزرگ به من و علی (ع) گوید: «هرکه را خواهید به بهشت برید و هرکه را خواهید به دوزخ درآید.» و این است معنای این آیه: «شما دو تن درافکنید در دوزخ هر کافر کیش عنادورزی را»، کافر کسی است که نبوت مرا انکار کند و عنادورز کسی است که ولایت علی بن ابی طالب و خاندان او را انکار نماید و بهشت از آنِ شیعیان و دوستان اوست.»

 

نیایش در دل شب

«نوف بکالی» گوید:

شبی نزد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) ماندم و دیدم که مکرر از منزلش بیرون می رود و به آسمان نظر میکند، بار آخر به روش همیشه داخل شد و فرمود: «ای نوف! خوابی یا بیدار؟»

عرض کردم: بیدارم ای امیرالمؤمنین! از اول شب چشم به تو دوخته ام و آنچه می کردی می دیدم.

فرمود: «ای نوف! خوشا به حال آنان که به دنیا زاهد و بی میل می گردند و به آخرت میل و علاقه می ورزند، قومی که زمین خدا را گلیم و خاکش را بستر و کتاب خدا را پیراهن زیر و دعای او را لباس رو قرار داده اند (از کتاب خدا در پنهانی پند گیرند و در آشکار دعا کنند) و آب زمین را به منزله بوی خوش به کار می برند و بر روش حضرت مسیح (ع) از دنیا دل بریده اند.

همانا خدای متعال به عیسی (ع) وحی کرد که ای عیسی! بر تو باد به روش پیشینیان تا به سر منزل پیامبران برسی. ای برادر! بیم دهندگان به قوم خود را بگو که در هیچ خانه ای از خانه های من جز با دل های پاک و دست های تمیز و ناآلوده و دیدگان خاشع و فرو خفته داخل نشوند که من دعای آن کس را که من را بخواند و حقّی از مردم در گردن وی باشد نمی شنوم و تا آن زمان که حقّی نزدش داشته باشم و به من برنگردانده باشد، دعایش را مستجاب نگردانم.

برگرفته شده ازکتاب نماز و عبادت امام علی (ع)




طبقه بندی: نماز و عبادت امام علی (ع)، 
برچسب ها: امیرالمؤمنین (ع)، نماز امام علی (ع)، عبادت،
نگارش در تاریخ دوشنبه 4 شهریور 1392 توسط Hassan . | نظرات ()

داستانی دیگر در قطع رَحِم

شعیب عقرقوقی یکی از اصحاب امام صادق (ع) و حصرت موسی بن جعفر (ع) می باشد. وی نقل میکند که روزی خدمت حضرت موسی بن جعفر (ع) رسیدم. آن حضرت بی مقدّمه فرمود: ای شعیب فردا مردی از اهل مغرب تو را می بیند و از حال من پرسش میکند، تو در جوابش بگو: او به خدا همان امامی است که حضرت صادق (ع) سفارش او را کرده، و چوت از حلال و حرام از تو پرسش کرد، پاسخش را از طرف من بده عرض کردم: قربانت! نشانه آن مرد چیست؟ فرمود: مردی بلند قامت و درشت اندام و نامش یعقوب است. چون به نزد تو آمد ترسی نداشته باشو هر چه پرسید جوابش را بده که او بزرگ قوم خود می باشد و اگر خواست به نزد من هم بیاید او را به نزد من بیاور.

شعیب گوید: به خدا روز دیگر در طواف بودم که مردی بلند قامت و درشت اندام مرا دید و گفت: میخواهم از تو درباره حال آقایت پرسش کنم. گفتم: از کدام آقا؟ نام حضرت را برد. بدو گفتم: نامت چیست؟ گفت: یعقوب. گفتم: اهل کجایی؟ گفت: اهل مغرب. گفتم: مرا از کجا شناختی؟ پاسخ داد: کسی به خواب من آمد و گفت: شعیب را بیدار کن و هرچه میخواهی از او بپرس، و من جویا شدم تا تو را پیدا کردم.

شعیب گوید: بدو گفتم که همین جا بنشین تا من طواف خودم را تمام کنم و به نزد تو بیایم. پس از طواف نزدش رفتم. دیدم مرد خردمندی است، سپس از من خواست تا او را به نزد امام (ع) ببرم.

من او را به خانه حضرت موسی بن جعفر (ع) آوردم و اجازه ورود گرفتم و بر آن حضرت وارد شدیم. چشم حضرت که بدو افتاد فرمود: ای یعقوب! تو دیروز آمده ای و میان تو و برادرت در فلان جا اختلاف و نزاعی واقع شد تا به جایی که یکدیگر را دشنام دادید، این چنین رفتارها روش من و پدرانم نیست و هیچ کس را به چنین کاری دستور نمی دهیم از خدا بترس که به زودی مرگ، میان تو و برادرت جدایی می افکند، و برادرت پیش از آن که به وطن بازگردد «در راه سفر خواهد مُرد و تو از کرده خویش پشیمان خواهی شد و این بدان جهت است که قطع رَحِم کرده اید و خداوند عمر شما را کوتاه کرد. آن مرد پرسید: قربانت! اَجب من چه وقت خواهد رسید؟ فرمود: اجل تو هم رسیده بود؛ امّا چون تو در فلان منزل نسبت به عمّه ات مهربانی کردی، خداوند بیست سال بر عمر تو افزود.

شعیب گوید: سال های بعد آن مرد را در حجّ دیدم و به من گفت: در آن سفر برادرش قبل از رسیدن به وطن از دنیا رفت و در بین راه او را دفن کردند. (بحار، ج 71، ص 103)

سفارش موسی بن جعفر (ع) درباره صله رحم در روایتی دیگر

امام هفتم موسی بن حعفر (ع) فرمود: «مردی است که از عمرش سه سال مانده و به خویشاوندانش میرسد و صله رحم میکند، خداوند آن را سی و سه سال نماید و بسا که از عمرش سی و سه سال مانده به خاطر قطع رحم با فامیل و خویشان خود، خدا عمر آن را سه سال میکند.

مواعظ و سفارش امام محمد باقر (ع) درباره صله رحم

امام باقر (ع) فرمود: «پدرم حضرت زین العابدین (ع) می فرمود: پسرم با پنج گروه همراه و دوست و هم صحبت مشو. عرض کردم آنان کدام اند؟ فرمود: ... بر حذر باش از رفاقت کسی که با رحم و بستگان خویش قطع ارتباط کرده است، زیرا این قاطع رحم را در قرآن مجید در سه مورد ملعون دیدم:

1-    در سوره محمّد (ص) آیات 22 و 23 خداوند می فرماید: «شما منافقان اگر از فرمان خداوند و اطاعت قرآن روی گردان شوید و در زمین فساد و قطع رحم کردید. باز هم امید نجات دارید، آنان همان کسانی هستند که خداوند ایشان را لعن کرده و گوش آنان کر و چشم آنان را کور کرده است.»

2-    در سوره رعد آیه 25 خداوند می فرماید: «و آنان که پس از پیمان بستن با خدا و رسول عهد خدا شکستند و آنچه خداوند به آن امر کرده بود قطع کردند (صله رحم) و در روی زمین فساد و فتنه برانگیختند، لعنت خدا بر آنها است و منزل گاه آنان دوزخ است».

3-    سوره رعد آیه 25 خداوند می فرماید: کسانی که عهد خدا را پس از پیمان می شکستند و آن چه را که خداوند به پیوند آن امر کرده است قطع می نمایند و در روی زمین فساد می کنند، آنان زیانکارند.

امام باقر (ع) فرمود: « چهار چیز زودتر کیفر دارند: مردی که در برابر احسان تو بدی کند، و مردی که تو بر او نتازی و او بر تو بتازد، و مردی که با او در چیزی هم پیمانی و تو پای بند وفا هستی و او را مقام عهد شکنی با توست، و مردی که با خویشاوندانش پیوست دارد و آنها قطع کننده با او». (بحار، ج 71، ص 90، و خصال، ج 1، ص 85)

امام باقر (ع) فرمود: «در کتاب علی (ع) است که هر کس دارای سه خلصلت باشد نمی میرد تا وبال و سختی آن را ببیند.

1-    ستم گری و تجاوز

2-    قطع رحم

3-    قسم دروغ که بدان با خدا مبارزه کند».

و طاعتی که شخص زودتر به ثوابش می رسد، صله رحم است، و اگر مردمی بدکار باشند و با هم صله کنند، اموالشان زیاد می شود و ثروت مند می شوند، و به درستی که قسم دروغ و قطع رحم خاندان ها را تهی می کند از اهلشان، و قطع رحم موجب جا به جایی و در به دری و موجب آسیب و قطع نسل است.

امام باقر (ع) فرمود: «چون قطع ارحام شود اموال به دست اشرار افتد».

امام باقر (ع) فرمود: چهار چیز که مجازات آنها خیلی زود به انسان می رسد:

یکی از آنها این است که کسی صله رحم نماید و در متقابل، بستگان او با وی قطع ارتباط نمایند». (بحار، ج 71، ص 134)

مردی به خدمت پیامبر خدا (ص) رسید و عرض کرد: یا رسول ا... (ص) من بستگانی دارم که به آنان نیکی می کنم، ولی آنان مرا اذیّت میکنند، تصمیم گرفته ام که ارتباطم را قطع کنم.

رسول خدا (ص) فرمود: «هرگز، زیرا در آن صورت خداوند ارتباط خود را با همه شما قطع خواهد کرد. عرض کرد، پس چه کار کنم؟ حضرت فرمود: هرکس تو را نا امید کرد به او عطا کن، آن که با تو قطع رابطه کرد با او ارتباط برقرار کن، هرکس به تو ظلم نمود او را عفو نما، در صورتی که این کارها را انجام دهی، خداوند بار و یاور تو خواهد بود.» (بحار، ج 71، ص 100)

امام زین العابدین (ع) فرمود: گناهانی که در نابودی (افراد) شتاب و عجله می کنند: شش تا می باشند: قطع رحم، قسم دروغ، سخنان دروغ، زنا، سدّراه مسلمانان کردن، و ادّعای امامت و رهبری به ناحق کردن». ( معانی الاخبار، ص 271)

جمیل بن درّاج می گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: این خویشاوندان کیانند که کلام خدا می گوید: « از خدا بپرهیزید، خدایی که مردم را به حرمت نام او سوگند میدهید و از خویشاوندان نیز بپرهیزید و بدانید که خداوند ناظر اعمال شما است».

امام صادق (ع) فرمود: این همان خویشاوندی مردم است. خداوند عزّوجلّ پیوند خویشی را حرمت نهاده و فرمان داده است که مردم به خویشان خود برسند و در بزرگ داشت آنان کوتاهی نکنند، نمی بینی که حرمت سوگند خویشاوندی را در کنار حرمت سوگند خود نام برده است؟

نام «الله» در اجتماع مؤمنین حرمتی عظیم دارد. به پاس این حرمت است که می گویند: تو را به خدا چنین بکن، تو را به خدا چنین مکن. و انتظار دارند که استدعای آنان در سایه سوگند به نام حق برآورده شود. نام خویشاوندان نیز در اجتماع بشری حرمتی والا دارد و به پاس این حرمت است که می گویند: تو را به جان پدرت این کار را مکن. تو را به جان مادرت این کار را بکن. و انتظار دارند که استدعای آنان در سایه سوگند به نام پدر و مادر، و یا سایر خویشاوندان، برآورده شود. خداوند متعال در این آیه شریفه به هر دو سوگند اعتبار و رسمیّت می دهد. البتّه سوگند به نام الله را رسماً و صریحاً. و سوگند به نام خویشاوندان را ضمناً و ایهاماً، از آن جهت که سوگند دینی جزء بنام الله احترام ندارد و سوگند به نام خویشاوندان، تنها از حرمت اجتماعی برخوردار است، یعنی همان طور که توقّع دارید تا دیگران حرمت نام الله را بشناسند و حرمت نام پدر و مادرتان را رعایت کنند، خودتان نیز حرمت خدا و حرمت پدر و مادر و سایر عزیزان خود را رعایت کنید و درنگی در نگه داری این حرمت مسامحه و کوتاهی روا مدارید که مایه عقوبت اخروی است.

برگرفته شده از کتاب بوسه بر حورالعین نوشته محمدرضا هادیزاده




طبقه بندی: بوسه بر حورالعین، 
برچسب ها: بوسه بر حورالعین،
نگارش در تاریخ دوشنبه 28 مرداد 1392 توسط Hassan . | نظرات ()

فضیلت قرائت قرآن

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

«خانه ای که در آن قرآن خوانده میشود، و یاد خدا در آن وجود دارد، برکت آن خانه بسیار میشود، و در آنجا فرشتگان حضور میابند، و شیاطین دور میشوند و برای اهل آسمان روشنایی بخش است، چونان که ستارگان برای اهل زمین روشنی دارند.

در خانه ای که یاد خدا در آن نباشد و قرآن خوانده نشود، فرشتگان در آن راه ندارند و مرکز اجتماع شیاطین است.»(حلیة المتّقین باب دوازدهم، فصل پنجم)

وقوف بر همه اسرار قرآن

«ابن حجر» از علمای بزرگ اهل سنت در وصف علی (ع) گفته است:

علی قرآن مجسم است و آگاه به اسرار آن. خود فرموده بود: «به خدا سوگند، هیچ آیه ای نازل نشد، جز آنکه میدانم آن آیه درباره چه نازل شد، در کجا نازل شد و در شأن چه کسی نازل شده است. خداوند به من روانی بسیار خردمند و زبانی ناطق عطا کرده است.»(الصواعق المحرقه، ص 76)

پاسخ به آیات قرآن

شبی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) مشغول نماز شد و در نماز، بعد از سوره حمد، سوره واقعه را خواند، وقتی که به آیه 58 و 59 این سوره رسید: «أَفَرَ أَیُتُم ما تُمنُنونَ – ءَأَنتُم تَخلُقُو نَهُ اَم نَحنُ الخالِقُون؟؛ آیا درباره نطفه ای که در رحم ها می ریزید هیچ فکر کرده اید؟ آیا شما آن را می آفرینید یا ما آفریننده آن هستیم؟» حضرت علی (ع) سه بار عرض کرد: «بَل أَ نتَ با رَبِّ؛ بلکه تو خالق انسان هستی ای پروردگارا!»

و هنگامی که به آیه 63 و 64 رسید: «ءَأَنتُم تَزرَعُونَهُ اَم نَحنُ الزّارِعونَ؟؛ آیا شما زراعت را می رویانید یا ما؟»

امام علی (ع) عرض کرد: «بَل أَنتَ یا رَبَّ؛ بلکه زارع حقیقی تو هستی ای پروردگارا!»

و وقتی که به آیه 69 رسید: «ءَأَنتُم اَنزَلتُمُوهُ مِنَ المُزنِ اَم نَحنُ المُنزِلُونَ؟» آیا شما آب را از ابر فرود می آورید یا ما؟»

امام علی (ع) سه بار عرض کرد: « بَل أَنتَ یا رَبَّ؛ بلکه؛ تو باران را از ابرها فرو فرسنتاده ای پروردگارا!»

و وقتی به آیه 72 رسید: «ءَأَنتُم اَنشَأتُم شَجَرَتَها اَم نَحنُ المُنشِئُونَ؛ آیا شما درخت آتش زا رویاندید، یا ماییم رویاننده آن؟»

امام علی (ع) سه بار عرض کرد: « بَل أَنتَ یا رَبَّ؛ بلکه تویی که درخت آتش زا آفریدی.» (تفسیر روح المعانی، ج 27، ص 230)

از این حدیث استفاده میشود که هر جا در قرآن «استفهام تقریری» بود، مسلمانان باید به آن پاسخ مثبت بدهد و حقیقت آن را در جان و دل و اندیشه زنده کند و تنها به تلاوت این آیات، بدون روح و فکر و عمل، اکتفا نکند.(داستان ها و پند ها، ج 7، ص 42-41)

ملازمت حضرت علی (ع) با قرآن

ابو سعید تیمی از ابو ثابت مولای ابوذر روایت کرده است که گفت:

در جنگ جمل در لشکر علی (ع) بودم، همین که عایشه را در لشکر علی در جنگ با دشمن شرکت کردم. همین که جنگ پایان یافت، به مدینه نزد ام سلمه رفتم و گفتم: به خدا سوگند، من برای آب و نان اینجا نیامده ام؛ ولکن من مولای ابوذر هستم.

وقتی مرا شناخت، خوش آمد گفت و افزود: تو هنگامی که دل ها هر کدام به طرفی پرواز میکرد، کجا بودی؟

گفتم: آنجا که خد آن را به هنگام ظهر برایم آشکار ساخت.

گفت: احسنت! من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «علی با قرآن است و قرآن با علی است. این دو از هم جدا نمیشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

دعا برای حفظ قرآن

سعد خفّاف میگوید:

به زاذان گفتم: تو قرآن را خوب تلاوت میکنی، چگونه یاد گرفتی؟

تبسمی کرد و گفت: روزی امیرالمؤمنین علی (ع) از کنار من گذشت و من شعر میخواندم و اخلاق خوبی داشتم. از صدایم خوشش آمد، فرمود: «ای زاذان! چرا قرآن را حفظ نکرده ای؟»

گفتم: بیش از دو سوره که در نماز میخوانم، از قرآن چیزی نمیدانم.

فرمود: «نزدیک بیا.»

نزدیک او رفتم. در گوشم چیزهایی گفت که نفهمیدم چیست. سپس فرمود: «دهانت را باز کن.» از آب دهان مبارک خود در دهان من انداخت.

به خدا سوگند، وقتی که از کنار او برخواستم، تمام قرآن را با اعرابش حفظ بودم، بعد از آن هیچ مشکلی نداشتم، که از آن بپرسم.

سعد میگوید: داستان زادان را برای امام باقر (ع) نقل کردم فرمود: «زاذان راست میگوید، علی (ع) با اسم اعظمی که هیچ وقت رد نمیشود، برای زاذان دعا نمید.»(بحار الانوار، ج 41، ص 195، حدیث 6)

اجرت طلبیدن برای تعلیم قرآن

مردی به امیرالمؤنین (ع) گفت: یا امیرالمؤمنین! به خدا سوگند، من شما را برای خدا دوست دارم.

علی (ع) فرمود: «لکن، من تو را برای خدا دشمن می دارم.»

آن مرد گفت: چرا؟

فرمود: «زیرا تو اذان گفتن را وسیله کسب خود قرار داده ای و برای قرآن یا دادن اجرت میگیری و شنیدم از رسول خدا (ص) که فرمود: هر که برای یاد دادن قرآن مزدی بگیرد، بهره ای در قیامت همان است. (تهذیب، باب المکاسب، ج 6، ص 376)

وصیت به عمل به قرآن

امام علی (ع) در لحظات آخر زندگی ، فرزندان خود را فرخواند و فرمود: «شما را به تقوی وصیت میکنم. از خدا بترسید. پیرامون دنیا نگردید. به هر چیزی که از دست شما رفت تأسف نخورید و ملول و افسرده نشوید، حقیقت را همیشه آشکار سازید، کتمان حق گناهی است غیر قابل آمرزش، ای فرزندان من! نسبت یتیمان دلسوزی کنید، فریاد رس ستمدیدگان باشید، در کار آخرت غافل منشینید. همیشه یار مظلوم و بدخواه ظالم باشید. قرآن را فراموش نکنید، هر چه در قرآن است عمل کنید، قبل از آنکه دیگران از شما سبقت گیرند. از ملامت و نکوهش دون صفتان نترسید.»

تقسیم علوم قرآنی

مفسران بزرگ گفته اند:

«امام علی (ع) نخستین کسی بود که علوم قرآن را به چندین نوع تقسیم کرد و شصت نوع آ« را دیکته فرمود و برای هر نوع، مثال ویژه ای ذکر کرد.»

آگاهی علی (ع) به تک تک آیات

در مسند احمد بن حنبل آمده که هیچ یک از صحابه نمی گفت: هر چه میخواهید از من بپرسید؛ مگر علی بن ابی طالب. در صحیح مسلم آمده که علی بر فراز منبر گفت: هر آنچه میخواهید از من بپرسید، پیش از آنکه که مرا از دست بدهید. در مورد کتاب خدای عروجل از من بپرسید که هیچ آیه ای نیست مگر اینکه میدانم در کجا نازل شده، در  دره یا کوه یا در پهن دشت. در مورد فتنه ها از من بپرسید که فتنه ای نیست مگر این که قهرمان آن و کسی را که در آن کشته میشود، میدانم.»

و میگفت: «درباره راه های آسمان از من بپرسید که من به آنها داناترم تا به راه های زمین.»

امام علی (ع) فرمود: «رسول خدا (ص) هزار باب از دانش به من آموخت که هر بابی هزار باب داشت.»

علم ظاهر و باطن قرآن نزد علی (ع)

قرآن بر هفت حرف نازل شده و برای هر کدام از آنها ظاهر و باطنی است و علم ظاهر و باطن آنها پیش علی بن ابی طالب است.

تلاوت قرآن بعد از تولد

عباس بن عبدالمطلب روایت کرده:

زمانی که علی ابن ابی اطالب (ع) به دنیا آمد، قنداقه او را به دست حضرت رسول (ص) دادند. حضرت علی (ع) به تلاوت آیات اولیه سوره مؤمنین و آیات بعدی آن پرداخت و وقتی به آیه «اُولئِکَ هُمُ الوارِثُونَ» رسید، رسول اکرم (ص) فرمود: «به خدا قسم، ای علی! تو امیر ایشان می باشی.»(دایرة المعارف علوی، ص 431، ج 10)

خواندن قرآن

علی (ع) می فرماید: «تمام کلامت را ذکر خدا و قرائت قرآن قرار ده، پس به درستی که از رسول خدا (ص) سأال شد: کدام اعمال نزد خداوند افضل است؟ فرمودند: «قرائت قرآن و تو می میری در حالی که لسان تو شیرین است از ذکر خدا.»

و نیز حضرت فرمود: «قرائت کنید قرآن را و با آن روشنای باطن بگیرید، همانا خداوند متعال قلبی که قرآن را حفظ کرده باشد عذاب نمیکند.»

بیاییم دلهای خود و خانه های خود را با خواندن قرآن روشن کنیم، و آنها را تاریک نکنیم؛ زیرا برکات و خیرات قرآن فراوان است.

شیعیان واقعی به قرآن ناطق علی (ع) اقتدا میکنند. و از خواندن قرآن غافل نیستند.

علی (ع) با قرآن

ام سلمه گوید: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «علی (ع) با قرآن است و قرآن با علی (ع). هرگز از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض بر من وارد شوند.» (بحار الانوار، ج 38، ص 36)

تلاوت قرآن در شب

ابن عباس میگوید: حضرت علی (ع) در ثلث اوّل شب میخوابید و در دو ثلث آخر به عبادت و تلاوت قرآن مشغول میشد، در هر شب هفتاد رکعت نماز می گزارد و در این نماز ها آیات قرآن را میخواند و هنگام سحر ذکر خدای متعال ورد زبانش بود. (منهج الصادقین، ج 9، ص36)

تغییر حالت

امام صادق (ع) فرمود: هنگامی علی (ع) به نماز می ایستاد، و این آیه شریفه را میخواند: «وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الأَرضَ؛ روی می آورم با تمام وجودم به کسی که آسمان ها و زمین را آفرید» رنگ مبارک حضرت تغییر میکرد، به طوری که تغییر حالت و دگرگونی از صورت مبارکش پیدا میشد و به خوبی مشاهده میگشت.»(میزان الحکمه، ج 5، ص 381)

تعلیم قرآن

رمیله میگوید: علی (ع) شخصی را در حال خیاطی و آواز خوانی دید و فرمود: «ای جوان! اگر قرآن بخوانی برای تو بهتر است.»

گفت: خوب نمیتوانم بخوانم دوست داشتم خوب قرآن می خواندم.

حضرت فرمود: «نزدیک بیا.»

جوان نزدیک علی (ع) آمد و علی (ع) آهسته چیزی در گوش او گفت که تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ کل قرآن شد.(بحار الانوار، ج 42، ص 17)

برگرفته شده ازکتاب نماز و عبادت امام علی (ع)




طبقه بندی: نماز و عبادت امام علی (ع)، 
برچسب ها: امام علی (ع)، نماز و عبادت امیرالمؤمنین (ع)،
نگارش در تاریخ شنبه 26 مرداد 1392 توسط Hassan . | نظرات ()
                                    

انواع و نحوه استخاره گرفتن

همان طور که مستحضرید استخاره در میان قشرهای مختلف جامعه از زن و مرد، شهری و روستای، از پزشک و مهندس تا روحانی و مرجع تقلید، از کارگر و کاسب معتقدان پروپاقرصی دارد ولی تعداد قابل ملاحضه ای از مردم اولاً هنگام رجوع به استخاره را نمی دانند و یا به شرط های آن ،وقوف و توجه چندانی ندارد. به طوری که قبل از تفکر و سنجش مشورت، فوراً به استخاره متوسل می شوند. ثانیاً از انواع استخاره فقط استخاره با قرآن و تسبیح را می دانند و از گونه های دیگر آن؛ بی اطلاع اند.

 

دیدگاه درباره استخاره 

اساساً باید گفت که در باب استخاره و تفأل، سه دیدگاه وجود داشته و دارد: افراط، تفریطی و معتدل.

دیدگاه نخست، از آن کسانی است که با عقل از سر خصومت درآمده اند و در هر کار جزئی، پیش از سنجش و استشاره به تفأل و استخاره رو آورده اند. این دسته عملاً می گویند: عقل محدود قادر نیست خیر ما را نشان دهد، و مشورت نیز در واقع، رایزنی با عقل های محدود دیگر است، پس چه بهتر که در همان ابتدای کار، با گشودن مصحف و یا چنگ زدن به تسبیح، از آگاه مطلق و خداوند کار هستی، راه درست و خیر واقعی خود را بخواهیم.

دیدگاه دوم به کلی منکر استخاره و تفأل استو این دو را دریچه هایی می داند که دست پندار آدمی به روی دنیای غیب گشوده است.

دیدگاه سوم، با وقوف بر منزلت عقل و شناخت جایگاه مشورت، به گونه ای استخاره و تفأل را تبیین و سپس تأیید میکند که عین خردورزی و در راستای اندیشه گری است.


مفهوم استخاره 

استخاره همان طلب خیر از خدا نمودن است: یعنی پروردگارا، من حیرانم و نمی دانم این کار مورد رضای تو است یا نه، تو خود رضای خویش را برایم پیش آور. به بیان دیگر استخاره دارای دو معناست: یکی معنای حقیقی که در روایات ما از آن بیشتر نام برده است و آن صرف دعا و طلب خیر کردن از خداست. این نوع استخاره یکی از رشته های دعاست و معنای دیگر استخاره این است که انسان پس از رجوع به عقل و مشورت با دیگران باز هم در حالت تحیر و دودلی بماند، در این جاست که به خدای عالم – پناه بیچارگان و دادرس افتادگان – پناه ببرد و از او راهنمایی بجوید. خدای مقلب القلوب هم یا قلب او را به یک سوی راهنمایی می کند و یا با پاسخ استخاره دلش را گرم میکند.

 

چه کسی استخاره کند؟

با توجه به اینکه استخاره در لحظه تردید و دودلی به فرد مضطر و حاجت مند دست می دهد، بهتر است آدم مضطر خودش استخاره کند. علامه مجلسی در این باره می گوید: «اولی و احوط آن است که هر کس برای خود استخاره کند، زیرا ما حدیثی نداریم که شخصی به وکالت از دیگری استخاره نماید. اگر وکالت جایز یا بهتر بود، اصحاب از امامان علیهم السلام تقاضای استخاره می کردند و اگر چنین چیزی بود نقل می شد و به ما می رسید.

 

انواع استخاره و روش های آن


استخاره دعایی: معنای حقیقی استخاره عبارت است از «طلب خیر و صلاح از خداوند رحمان» که خود نوعی از دعا، توکل، تفویض امور و حسن ظن به خداوند عالم و قادر است. در این استخاره انسان همه امور خود را با دعا از خداوند برای فراهم سازی(خیر و طلاح و عافیت) درخواست میکند. استخاره دعایی بر همه موارد دیگر استخاره، رجحان دارد و شایسته است که قبل از هر کاری حتی جزیی ترین کارها جریان یابد. در روایات، بر جریان چنین استخاره ای قبل از همه تأکید فراوان شده است و از جمله عوامل سعادت آدمی در کارهایش معرفی گشته است. پیشوایان معصوم (ع) میفیت این استخاره را چنین تعلیم داده اند: امام باقر (ع) فرمود: پدرم امام سجاد (ع) هرگاه خواست کاری انجام دهد، وضو میکرد و دو رکعت نماز می خواند، سپس دعا می کرد و بعد، آن کار را انجام می داد. همچنین روایت شده است که امیرالمؤمنین علی (ع) در کیفیت این استخاره فرمود: ابتدا دو رکعت نماز بخوان، بعد صد بار بگو: «استخیرالله؛ از خدا طلب خیر میکنم» آنگاه دعا کن و سپس کار خود را انجام بده.

استخاره مشورتی: یکی از انواع استخاره، استخاره مشورتی است. بدین معنا که انسان با مؤمنان آگاه مشورت کند تا به وسیله این مشورت، خدای متعال، خیر انسان را به زبان دیگری جاری کند. البته باید توجه داشت کسانی را که با انان مشورت می کنیم باید صلاحیت مشورت را داشته باشند؛ یعنی به موضوع مشورت، آگاهی داشته باشند و نسبت به انسان، خیرخواه باشند، انسان حسود، حریص به دنیا، ترسو، سست ایمان، عجول و بخیل، صلاحیت مشورت را ندارند. در روایات به این استخاره اشاره شده که یکی از آنها ذکر میشود: حضرت صادق (ع) می فرماید: هرگاه یکی از شما کاری را اراده کند، با کسی مشورت نکند تا آنکه پیش از آن با خداوند خود مشورت کند. راوی پرسید: چگونه با خداوند خود مشورت کند؟ فرمود: اول از حق تعالی، خیر خود را بخواهد (استخاره دعایی) بعد از آن با مؤمنان مشورت کند تا خدا آنچه خیر او در آن است به زبان ایشان جاری گرداند.

استخاره قلبی: این نوع استخاره نیز در واقع نوعی ارتباط عارفانه قلبی با خداوندگار هستی است. به این صورت که انسان برای رسیذت به اطمینان کامل قلبی به درگاه خالق بی نیاز عرض نیاز می نماید و خیر خویش را از او می طلبد، آنگه به قلب خود مراجعه می کند بر هر راهی که قوت قلبی در آن یافت در همان گام نهد. سید بن طاووس به سند صحیح از امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که هر بنده ای که صد مرتبه، طلب خیر از حق تعالی بکند، البته آن چه خیر اوست در دلش می افتد.

استخاره قرآنی: اگر انسان برای انجام کاری بعد از استخاره دعایی، اندیشه و مشورت به راهی دلگرم نشود برای رهایی از تردید و رسیدن به قوت قلب می تواند به قرآن پناه برد و خیرو صلاح خود را از آن بجوید.

استخاره تسبیحی: این استخاره نیز در صورت بر جا بودن شک و دودلی بعد از دعا، اندیشه و مشورت جریان می یابد.


روش استخاره با قرآن

امام صادق (ع) می فرماید: هنگام نماز که شیطان از هر وقت دیگر از انسان دورتر است قرآن را بگشا، اولین آیه ای که در آغاز صفحه دست راست می بینی عمل کن و از رسول خدا نقل شده است: هنگام استخاره با قرآن، ابتدا سه بار توحید را بخوان، سپس سه بار صلوات بر محمد و آلش بفرست، سپس بگو: «اَللّهم تفألتُ بِکتابکَ و توکلتُ علیکَ، فاَرنی مِن کتابکَ ما هو مکتومُ من سرّکَ المَکنونُ فی غَیبکَ». سپس قرآن جامع را بگشا، از سطر اول، صفحه راست، مقصود خود را به دست آور.

 

روش استخاره با تسبیح

از حضرت مهدی (عج) در مورد استخاره با تسبیح روایت شده است که: تسبیح را می گیری و سه بار بر محمد و آل او صلوات می فرستی، سپس میانه تسبیح را می گیری و دو تا دو تا رد می کنی، اگر آخری فرد آمد، خوب است و به معنای «انجام ده» می باشد و اگر آخری جفت آمد، بد است و به معنای «انجام نده» می باشد.


نتیجه

1-       استخاره منحصر به استخاره با قرآن و تسبیح نمی باشد.

2-       جایگاه استخاره قرآن و تسبیح بعد از تفکر و اندیشه و بعد از استخاره دعایی، مشورتی و قلبی است، چون استخاره با آنها فقط برای نجات از سرگردانی و تردید می باشد.

منبع: نگهبان




طبقه بندی: دریچه، 
برچسب ها: استخاره، قرآن، تسبیح، نحوه استخاره، فضیلت استخاره،
نگارش در تاریخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط Hassan . | نظرات ()

* امام زین العابدین فرمود:

هیچ گامی در نزد خدا بهتر از این دو گام نیست:

1- گامی که به سوی سپاه الهی حرکت نماید تا این که در مقابل دشمن دژ محکمی تشکیل دهد.

2- گامی که شخصی برای صله رحم بر می دارد و به سوی بستگانی که با او قطع کرده اند می رود.

* رسول خدا (ص) فرمود:

قاطع رحم به بهشت نمی رود. و باز می فرماید: چون به آسمانم بردند رَحِمی دیدم آویزان به عرش که از حمتش به پرودگار شکایت داشت. به او گفتم میان تو و او در چه پدری برخورد داشت؟ گفت در پدر چهلم.

* امام علی (ع) فرمود:

پیوند کننده بی چیز بهتر است از قطع کننده مال دار، یعنی کسی که به قدر مقدور صله و احسان برادران به جا آورد، هر چند بی چیز باشد بهتر است از برای فراگرفتن جهت دوستی و مصاحبت از ثروت مند و مال داری که ببرّد از دوستان و صله ایشان به جا نیاورد. (همان)

* امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

به سبب به جا آوردن پیوند با خویشان، یعنی احسان و مهربانی نمودن با ایشان، نعمت ها بسیار می شود.

* امام علی (ع) فرمود:

میوه کرم جود و سخاوت، یا گرامی و بلند مرتبه بودن صله رحم است؛ {یعنی پیوند با ایشان و احسان نمودن با ایشان. و مراد این است که ثمره عمده آن این است، و اگر نه ثمرات دیگر بسیار دارد.}

* امام صادق (ع) فرمود:

ای میسر! چه کار میکنی که عمذت زیاد شده است؟ در پاسخ گفت: در نوجوانیروزی پنج درهم کار میکردم و آن را به دایی خود می دادم. امام صادق (ع) فرمود: کسی که دوست دارد خداوند سکرات کوت را بر او آسان کند و در دنیا فقیر و محتج نشود باید به بستگان خود رسیدگی نماید و به والدینش نیکوکار باشد.

در جلسه ای در حضور حضرت امام صادق (ع) از صله رحم صحبت به میان آمد. امام صادق (ع) به میسر که در آن جلسه بود فرمود: ای میسّر چند بار مرگت فرا رسیده است؛ ولی هر بار به وسیله صله رحم به تأخیر افتاده است، اگر دوست داری که عمرت طولای گردد به پدر و مادرت نیکی کن. (بحار، ج 71، ص 84)

* امام صادق (ع) فرمود:

نیکی به پدر و مادر و پیوند خویشاوندی، عمر را دراز و روزی را زیاد می کند.

* پیامبر گرامی (ص) فرمود:

بهترین شما خردمندان شماست. گفته شد مقصود از آن ها چه کسانی است؟ فرمود: آنان که دارای اخلاق نیکو و اندیشه های استوار می باشند. این گروه صله رحم نموده، به مادران و پدران مهر می ورزند.

از وضع همسایگان و یتیمان تحقیق می کنند. سلام را در همه جای دنیا گسترش می دهندو در حالی که مردم در خواب و غافلند، آنان نماز می خوانند.

*امام صادق (ع) فرمود:

صله رحم و خوش رفتاری با همسایه شهرها را آباد و عمرها را زیاد می کند.

* رسول خدا (ص) فرمود:

کسی که دوست بدارد روزی او فراوان شود و مرگ او به تأخیر افتد، باید صله رحم نماید.

* رسول اکرم (ص) فرمود:

در روز قیامت، رحم و امانت در دو طرف پل صراط قرار می گیرند، کسی که صله رحم کرده و امانت دارد بوده از پل گذشته و به بهشت داخل می شود.

* امام صادق (ع) فرمود:

کسی که دوست دارد خداوند سکرات موت را بر او آسان کند و در دنیا فقیر و محتاج نشود، باید به بستگان خود رسیدگی نماید و بر والدینش نیکوکار باشد.

* رسول خدا (ص) فرمود:

دو کس را خداوند روز قیامت به نظر رحمت نمی نگرد. آن که از خویشان ببرد قطع رابطه کند و آن که با همسایه بدی کند.

* امام علی (ع) فرمود:

نگهبانی نعمت ها در پیوند خویشاوندی است. مراد این است که احسان بر خویشان و رعایت ایشان باعث حفظ نعمت ها و عدم زوال آنها می شود و بدون آن حفظ آن ها نمی توان کرد.

* رسول اکرم (ص) فرمود:

یا علی، پاداش سه کار هم در دنیا داده می شود و هم در آخرت: 1- حج، فقر را برطرف می کند. 2- صدقه بلا را می گرداند. 3- صله رحم عمر را طولانی می نماید.

اصرار و سفارش امام صادق (ع) بر صله ارحام

چنان چه وارد است ما بین آن حضرت و عبدالله بن الحسن سخنی شده و عبدالله قدری حرف درشت زد، به همین حال از هم دیگر جدا شدند و چون به مسجد رفتند در مقابل مسجد هم دیگر را ملاقات نمودند. حضرت صادق (ع) پیش دستی نموده به عبدالله فرمود: چگونه شام نمودی ای ابا محمّد؟ عبدالله با حال خشم و غضب جوان آن حضرت را داد و گفت: با خیر شام نمودم. حضرت صادق (ع) فرمود: «ای ابا محمّد آیا می دانی صله رحم باعث تخفیف حساب است؟ سپس قرائت فرمود: وَالَّذین یَصِلوُنَ ما اَمَرَ اللهُ بِهِ أَن یوُصَلَ و یَخشَونَ رَبَّهَم و یَخافُونَ سُوءَ الحساب.

عبدالله عرض کرد: بعد از این هرگز مرا قاطع رحم نخواهید دید.

مردی شرفیاب خدمت امام صادق (ع) گردید و از خویشاوندان خود شکایت نمود. حضرت فرمود: «خشم ان ها را فرونشان (بردباری کن) عرض کرد: ایشان چنین و چنان می کنند.

حضرت فرمود: آیا تو هم نمی خواهی مثل ایشان باشی؟ پس خداوند عالم نظر رحمتش را از شما باز می دارد».

امام علی (ع) فرمود: مردی آمد خدمت رسول الله (ص) و گفت: بیا رسول الله من با خانواده خود وصل می کنمو آنها به من اذیّت می رسانند خیال دارم ایشان را ترک نمایم. حضرت رسول (ص) فرمود: در این صورت خدا هم همه شما را ترک می فرماید آن شخص عرض کرد: یا رسول الله (ص) پس من چه کنم؟ (چاره ام چیست؟) حضرت رسول (ص) می فرمود:

(چاره ات این است) عطا کنی و بدهی به کسانی که تو را محروم کنند و وصل کنی آنها را که با تو قطع کنند، و عفو کنی از کسانی که بر تو ظلم نمایند. اگر چنین کردی خدا پشتیبان و ظهیر تو باشد بر آن ها.

از حُسن سیرت و مکارم اخلاق حضرت امام صادق (ع) یکی همین بود که وصل می کرد آنها را که با آن حضرت قطع می کردند، و نیکویی می فرمود با کسانی که به آن حضرت اسائه ادب و بدی می نمودند. مردی بنام داوود رقی می گوید: در محضر حضرت صادق (ع) نشسته بودم. از پیش خود فرمود: ای داوود روز پنج شنبه اعمالت را دیدم که نسبت به پسر عمویت صله رحم و نیکی کرده بودی، این کار تو مرا خوششحال کرد. گفتم که من خویشانی دارم که هم عقیده ام نیستند. آیا بر من حقّی دارند؟

فرمود: آری، حق رَحِم را چیزی قطع نمی کند، و اگر هم عقیده تو باشند دو حق دارند حق رَحِم و حق اسلام.

امام صادق (ع) فرمود: «مردی آمد خدمت رسول خدا (ص) و گفت: یا رسول  الله (ص) خاندانم نخواهند چیزی که از من بِبُرَّند و از من بِیَرند و دشنام دهند و من آنها را وانهم؟ رسول خدا (ص) فرمود: در این صورت خدا همه شما را وانهد، پس چه کار کنم؟

فرمود: صله رحم کن با آن که از تو بریده و بده به آن که از تو دریغ کرده و بگذر از آن که به تو ستم کرده که چون چنین کنی خدا پشتیبانت باشد بر سر آن ها. (بحار، ج 71، ص 113)

امام صادق (ع) فرمود:

صله رحم: خوش خُلقی و بخشش و خوش دلی است، و روزی را فروان و مرگ را به تآخیر می اندازد. (همان، ص 114)

 

برگرفته شده از کتاب بوسه بر حورالعین نوشته محمدرضا هادیزاده




طبقه بندی: بوسه بر حورالعین، 
برچسب ها: روایت، صله ارحام، مهمانی،
نگارش در تاریخ جمعه 17 خرداد 1392 توسط Hassan . | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:33)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
پروردگارا به وسیله خودت من تو را شناختم و تو مرا بر خود راهنمایی کردی و به سوی خود خواندی.

                 *******
ستایش خدایی را که بجز او امید ندارم و اگر به غیر او امید داشتم ناامیدم میکرد.

                 *******
ستایش خدایی را که هرگاه برای حاجتی بخواهم او را ندا کنم، و هر زمان بخواهم برای راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت کنم و او حاجتم را برآورد.

                 *******
ستایش خدایی را که می خوانمش و او پاسخ دهد و اگر بخواند مرا با سستی به درگاهش روم.

                 *******
ستایش خدایی را که می خواهم از او و به من عطا می کند و اگر او از من چیزی خواهد بخل ورزم.

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :




شارژ ایرانسل

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی